تیره روزی و ملالت ز دلم بیرون شد
عمق نادیده ی جان بر نگهت مفتون شد
زاهد و شیخ بدم از قدم پاک تو بود
سرم از سجده بجنبید و دلم جنبان شد
اختیار از کف خود دادم و در سلک، تو را
مرشدم کردم و راهم به رهت مقرون شد
داستان از غم مجنون که بسی ساخته اند
نه کسی راوی اندوه من مجنون شد
خوش بود آن نفسی که بر تو می گذرد
بد بود آن نگهی کز پی تو حیران شد
می کنم حسرت و آهی همه جا در همه دم
چه کسی بود که او بانی این هجران شد؟
صفت جبر بود لایق آن جابر ماه
کاختیار از کف ساقی ز غمش بیرون شد
دوست شاعر - پیمان ابراهیمی
برچسب: lk beett,lk jordan,lk meaning,lk advani,lk beett usa,lk nails,lk tea and grill,lk beett pumps,lk goodwin,lk architecture,
نویسنده: دانیال فراهانی